“چرا آنها مرا به اینجا آورده اند؟ کودکان در کارا تپه می گویند: “زندگی من از قبل از ترک کشورم بدتر است.”

“مامان ، کی قرار است اینجا را ترک کنیم؟ این رایج ترین سوالی است که روانشناس کودک پزشکان بدون مرز ، آرتمیس کریستودولو ، در جلسات خود ، از کودکانی که در کارا تپه در لسوس زندگی می کنند ، می شنود. آرتمیس طی دو ماه و نیم گذشته در این جزیره کار می کند و کوچکترین بیماری که وی در آن ملاقات می کند تنها شش سال داشته است.

پزشکان بدون مرز در برنامه های کودکان خود در لسوس تعداد زیادی از کودکان را که دارای سلامت روانی رو به وخامت هستند ، به طرز نگران کننده ای درمان کرده است. در دوره 2019-2020 آنها به 456 کودک با مشکلات بهداشت روان خدمات ارائه دادند.

“نیاز به حمایت روانی مورد نیاز این کودکان نه تنها از وضعیتی که از آن آمده اند ناشی می شود ، بلکه عمدتا از شرایطی است که در حال حاضر در آن زندگی می کنند. اینکه آیا والدین پاسخ منفی به درخواست پناهندگی خود دریافت کرده اند ، اینکه آیا می توانند از اردوگاه خارج شوند ، آیا می توانند از جزیره خارج شوند ، اینکه آیا آنها دائماً روی صحنه هستند و البته والدین چگونه وضعیتی را کنترل می کنند ، سلامت روان آنها را تحت تأثیر قرار می دهد.

کودکان علائمی مربوط به تجربیات آسیب زا و ترس دارند و اغلب با زندگی در کمپ ها ایجاد می شوند ، این علائم اصلی عبارتند از: اختلالات خواب و کابوس (39٪) ، ترس عمومی (24٪) ، بازگشت به مرحله اولیه رشد و اختلال عملکرد عمومی ذهنی (30٪) ، احساس ضعف (25٪) و مشکلات روانی-روحی مانند سردرد ، درد و سرگیجه (10٪).

این علائم اغلب باعث عدم تمرکز ، یادگیری ، تعامل و بازی ، کمبود گفتار یا حرکت برای اتفاقات ، شب ادراری شبانه و عدم توانایی در کنترل احساسات منفی می شوند.

میزان نگران کننده ای از خودآزاری و افکار خودکشی فعال نیز در کودکان گزارش شده است. برای همان دوره ، از 180 بیمار با موارد خودزنی ، افکار خودکشی یا اقدام به خودکشی ، بیش از دو سوم کودکان بودند. کوچکترین آنها شش ساله بود.

“یک سوال خودجوش که من اغلب از کودکان می شنوم این است: چه زمانی قرار است اینجا را ترک کنیم؟ یا چه مدت در اردوگاه می مانیم؟ کودکان بزرگتر می توانند ابراز کنند که احساس اضطراب می کنند. برای کوچولوها ما چیزی بیشتر از نحوه واکنش آنها در موقعیت های مختلف درک می کنیم. مطمئناً استرس و عصبانیتی که ابراز می کنند مربوط به شرایطی است که در آن زندگی می کنند. بسیاری از کودکان گزارش می دهند که کابوس می بینند و وقتی می خواهیم بررسی کنیم از کجا آمده اند می بینیم که به دلیل آتش سوزی در موریا رخ داده است. من از بچه ها شنیده ام که می پرسند: “چرا آنها مرا به اینجا آورده اند؟ “زندگی من از قبل از ترک کشور من بدتر است.” آنها همچنین می توانند افکار خودکشی را بیان کنند و این بسیار تکان دهنده است. و ناامیدی ما ایجاد می شود ، وقتی می دانید که می توانید به این کودکان تا حدی کمک کنید ، اما نمی توانید شرایطی را که در آن زندگی می کنند تغییر دهید . کودکان 16 ساله ای هستند که هرگز به مدرسه نرفته اند و این امر اجازه هیچ نوع ادغامی را نمی دهد. این چه تاثیری بر کودک خواهد داشت؟ او چگونه به بشر خود خدمت خواهد کرد؟

از طرف دیگر ، به نظر می رسد کودکان در کارا تپه با کلمات پناهندگی ، اوراق ، درخواست پناهندگی، جواب ردی آشنا هستند. زیرا این یک موضوع اصلی برای والدین آنها است. هر کودکی که والدین او پاسخ منفی دریافت می کنند ، با تمام ناامیدی همراه با والدین خود ناراحت می شود.

“لحظه ای از جلسه را فراموش نمی کنم که پدر یا مادری با کودکی تماس تلفنی گرفتند تا به او تصمیم مثبت در مورد پناهندگی داده شده را اطلاع دهند. لذتی که کل خانواده احساس می کردند آنقدر زیاد بود که اگر می توانستند همه دنیا را در آغوش می کشیدند. “شادی برای کاغذی که بدیهی است آنها نمی دانند بعد به کجا می روند اما باورکردنی نیست که چقدر منتظر آن هستند”.

برای کودکان ، کارا تپه زندان خود آنها است. مکانی که هر روز بخشی از کودکی و معصومیت آنها را نابود می کند. “اگر یک بزرگ سال در چنین شرایطی قرار دهیم نمی دانید که بعد از مدتی خوب خواهد بود یا خیر. برای مثال به یک کودک شش ساله فکر کنید که دو سال از عمرش را در چنین مکانی گذرانده است ، چقدر این تجربه در کودکی او تأثیر دارد.rnf24  دوازدهم جولای

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.